نویسنده: مجيد
سلام . . .
داشتم وب گردی میکردم ... یه کاریکاتور قشنگ دیدم ../ ..
گفتم بزارم شما هم لذت ببرید . . . !
ایناهاش . . . !

+ عکسهای روز نهم فستیوال کن، فستیوال از سکه افتاد +
نویسنده: مجيد
باقی عکس ها را در ادامه مطلب ببینید . . .!
+ نصیریان +
نویسنده: مجيد
در سال ۳۷ ازدواج کرد و دارای ۳ پسر که هر سه در خارج اند.
۱۶ ساله بود که پا به عرصهی هنر گذاشت وسال در سال های ۷۵.۸۵و ۸۰ از او تقدیر شد.
در سال ۸۵ نشان درجه ۱ هنر شد . در سال ۵۰ نیزدیپلم افتخار گرفتی.
از کار های او میتوان به:
پرواز در حباب. گاو .اقای هلو. امام علی . هزار دستان . سربداران .و..............اشاره کرد
+ 10 طلاق بزرگ سینمای ایران +
نویسنده: مجيد
سینمای ما - یک طرف یا هر دو طرف این 10 جدایی در تاریخ سینمای ایران، سینماگرانی معروف بودهاند...
روحانگيز سامينژاد/همسرش1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آنقدر براي ايرانيها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستانها نمايش داده شد و به عنوان پرفروشترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روحانگيز سامينژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سالهاي بعد کمي شايعتر شد و به يکي از ويژگيهاي زوجهاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق زوجهاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوجهاي سينمايي را ميتوان مثال زد که سالهاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي ميکنند
.سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نميشناخت، اما پس از ازدواج و در سالهاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سالها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلمهاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدتها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهرههاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلمسازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.
خسرو شكيبايي/تانيا جوهري3-شايد خيليها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سالها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سالهاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدمهاي معروفي نبودند و در سالهاي بعد در حرفهشان سرشناس شدند. شكيبايي سالها بعد به یکی از محبوبترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تبدل شد اما تانيا جوهري در سالهاي اخير بسيار كمكار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانوادهاش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.
آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسندهاي تواناست، سالها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلمهاي علي حاتمي (سوتهدلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کمکم داشت به بازيگري توانا تبديل ميشد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانهاي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيليها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت ميكنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفهايشان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهرههاي فعال در حيطه کاري خود هستند.
ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساختهي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سالها حفظكرد.از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوشساخت «هيوا»، ساختهي رسول ملاقليپور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال ميگذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيهي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.حالا اين روزها پس از سالها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.
بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي6-بابک رياحي پور يکي از معروفترين نوازندههاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت ميکند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خوانندههايي مثل محمد نوري و گروههايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال ميکردهاند، همکاري داشته است.مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي ميكند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.
نيما بانكي/ ليلي رشيدي7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترامالسادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زيزيگولو» ميشناسيم. اما بعضيها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكسهاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بودهاند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفتهرفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اينکه امروزه به چهرهاي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهيهاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب السيدي بيرون گذاشته، ديدهايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي ميكند.
يوسف مراديان / سارا خويينيها8- همين اواخر بود كه از سارا خويينيها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفادههاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش ميشد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي ميكرد.خويينيها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي ميكردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبليشان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه ميدهند؛ از جمله خويينيها که چهرهاش را در نقش اصلي «بيصدا فرياد کن» حتما ديدهايد.
فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري9-عربنيا که اغلب، او را با بازيهاي چشمگيرش در فيلمهاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر ميآورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه ميشود. آتنه فقيهنصيري نيز که در فيلمها و سريالهاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاهها را به خود متوجه کرد.
فريبرز عرب نيا/عسل بدیعی10- فريبرز عربنيا به ترتيب با آتنه فقيهنصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آنها جدا شد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساختهي کيانوش عياري، شروع شد.
+ اسکار های 2006 +
نویسنده: مجيد
|
ليست كامل برندگان و كانديداهاي اسكار 2006 به شرح زير است. |
|
بهترين فيلم: |
|
ديگر كانديداها: - مونيخ - كاپوتي |
|
بهترين كارگرداني: آنگ لی براي « كوهستان بروكبك » |
|
ديگر كانديداها: - استيون اسپيلبرگ براي « مونيخ » - جرج کلونی براي « شب بخير و موفق باشي » - بنت ميلر « كاپوتي » - پل هاگيس « تصادف » |
|
بهترين بازيگر نقش اول مرد: فيليپ سيمور هافمن برای « كاپوتي » |
|
ديگر كانديداها: - يواکين فونيكس برای « قدمزنی در مسير » - هيث لجر برای « كوهستان بروكبك » - ديويد استراترن برای « شب بخير و موفق باشي » - ترنس هوارد برای « Hustle & Flow » |
|
بهترين بازيگر نقش اول زن: ريس ويترسپون برای « قدمزنی در مسير » |
|
ديگر كانديداها: - چارليز ترون برای « نورث کانتری » - فليسيتی هافمن برای « ترنس امريکا » - جودی دنچ برای « خانم هندرسن تقديم ميکند » - کايرا نايتلی برای « غرور و تعصب » |
|
بهترين فيلمنامه ارژينال: پل هاگيس و رابرت مورسکو برای « تصادف » |
|
ديگر كانديداها: - استفن گاگان برای « سيريانا » - جرج کلونی و گرنت هسلوف برای « شب بخير و موفق باشي » - وودی آلن برای « آخرين امتياز » - نواه بومباچ برای « مرکب ماهی و وال » |
|
بهترين فيلمنامه اقتباسي: لری مکمورترای و دايانا اوسانا برای « كوهستان بروكبك » |
|
ديگر كانديداها: - جاش اولسن برای « تاريخ خشونت » - دن فاترمن برای « كاپوتي » - جفری کين برای « باغبان وفادار » - تونی کوشنر و اريک راث برای « مونيخ » |
|
بهترين بازيگر نقش دوم مرد: جرج کلونی برای « سيريانا » |
|
ديگر كانديداها: - ويليام هرت برای « تاريخ خشونت » - پل جياماتی برای « مرد سيندرلايي » - مت ديلون برای « تصادف » - جيک گيلنهال برای « كوهستان بروكبك » |
|
بهترين بازيگر نقش دوم زن: ريچل ويتس برای « باغبان وفادار » |
|
ديگر كانديداها: - فرانسيس مکدورمند برای « نورث کانتری » - ميچله ويليامز برای « كوهستان بروكبك » - ايمی آدامز برای Junebug - کاترين کينير برای « كاپوتي » |
|
بهترين فيلم غيرانگليسي زبان: « تسوتسی » از آفريقای جنوبی |
|
ديگر كانديداها: - « اينک بهشت » از فلسطين - « کريسمس مبارک » از فرانسه - « سوفی شول: روزهای آخر » از آلمان - « نگو » از ايتاليا |
|
بهترين فيلمبرداري: - دايان بيبي براي « خاطرات يك گيشا » |
|
ديگر كانديداها: - والري فيستر براي « بتمن آغاز مي كند » - رودريگو پريتو براي « كوهستان بروكبك » - رابرت السوييت براي « شب بخير و موفق باشي » - امانوئل لوبزكي براي « دنياي جديد » |
|
بهترين تدوين: هيوز وينبورن برای « تصادف » |
|
ديگر كانديداها: - مايک هيل و دن هانلی برای « مرد سيندرلايي » - کلر سيمپسن برای « باغبان وفادار » - مايکل کان برای « مونيخ » - مايکل مکيوزکر برای « قدم زنی در مسير » |
|
بهترين موسيقي متن: گوستاو سانتولالا براي « كوهستان بروكبك » |
|
ديگر كانديداها: - جان ويليامز براي « مونيخ » - آلبرتو ايگلسياس براي » باغبان وفادار » - داريو ماريانلي براي « غرور و تعصب » - جان ويليامز براي « خاطرات يك گيشا » |
|
بهترين ترانه: Hustle & Flew |
|
ديگر كانديداها: - ترنس آمريكا - تصادف |
|
بهترين تدوين صدا: |
|
ديگر كانديداها: - خاطرات يک گيشا |
|
بهترين صداگذاري: |
|
ديگر كانديداها: - تاريخچه نارنيا: شير و جادوگر و كمد - خاطرات يک گيشا - قدمزني در مسير |
|
بهترين جلوه هاي ويژه: |
|
ديگر كانديداها: |
|
بهترين فيلم مستند: رژه پنگوئنها |
|
ديگر كانديداها: - کابوس داروين - انرون: هوشمندترين افراد دفتر - مردربال - جنگ خيابانی |
|
بهترين طراحي هنري: خاطرات يک گيشا |
|
ديگر كانديداها: - كينگ كنگ - غرور و تعصب |
|
بهترين طراحي لباس: خاطرات يک گيشا |
|
ديگر كانديداها: - خانم هندرسن تقديم ميکند - غرور و تعصب - قدمزنی در مسير |
|
بهترين چهره پردازي: |
|
ديگر كانديداها: |
|
بهترين فيلم انيميشن: والاس و گروميت: نفرين خرگوشنما |
|
ديگر كانديداها: - عروس مرده تيم برتن - قلعه متحرک هاول |
|
اسكار افتخاري: رابرت آلتمن |

